نقش تفکر کارآفرینانه بر راهبردهای رشد در کسب و کارهای کوچک و متوسط

195 - توسعه کارآفرینی، دوره 8، شماره 2، تابستان 1394 ، از ص 214
نقش تفکر کارآفرینانه بر راهبردهای رشد در کسب وکارهای کوچک و متوسط
وحید قیصری 1 *، کامبیز طالبی 2 ، نرگس ایمانی پور 3
1 . دانشجوی دکتری کارآفرینی، دانشگاه تهران
2 . دانشیار دانشکدة کارآفرینی، دانشگاه تهران
3 . دانشیار دانشکدة کارآفرینی، دانشگاه تهران
تاریخ دریافت: 22 / 03 / 1393
تاریخ پذیرش: 06 / 11 / 1393
چکیده
ساراسواتی برای تفکر کارآفرینانه به دو منطق اشاره کرد؛ منطق اثرسازی که اغلب در شرایط بی اطمینانی مطرح
است و فرایند حل مسئله در شرایطی صورت می گیرد که آینده قابل پیش بینی نیست و تصمیم گیرندگان با توجه به
ابزارهای در اختیار، به شکل دهی یا کنترل خروجی اقدام می کنند. در مقابل، منطق علی است که اغلب برای
تصمیم گیری در شرایطی استفاده می شود که بی اطمینانی وجود ندارد یا پایین است. هدف پژوهش، شناسایی نقش
تفکر کارآفرینانه بر راهبرد )استراتژی( رشد کسب وکارهای کوچک و متوسط است. روش تحقیق از نوع آمیخته -
اکتشافی است و نمونة آماری مورد بررسی، 67 نفر از استراتژیست های کسب وکارهای کوچک هستند، که با
بهره گیری از روش گلولة برفی و برمبنای تخصص افراد به صورت هدفمند انتخاب شدند. داده های گردآوری شده،
در بخش کیفی با استفاده از هشت مصاحبة نیمه ساختاریافته و در بخش کمی از طریق تلفیق پرسشنامة حاصل از
نتایج بخش کیفی با پرسشنامة چندلر و همکاران به دست آمدند. به طور کلی یافته ها بیانگر وجود رابطة معنادار میان
تفکر کارآفرینانه و راهبردهای رشد است. درمورد تفکر اثرسازانه و علی هم نتیجة مشابهی به دست آمد. میان ابعاد
تفکر اثرسازانه )به جز زیان قابل تحمل( و راهبردهای رشد نیز رابطة معناداری وجود دارد. البته ضریب همبستگی
ابعاد انعطاف پذیری و تجربه، پایین تر از سایر ابعاد معنادار تفکر اثرسازانه است.
واژه های کلیدی: تفکر اثرسازانه، تفکر علی، تفکر کارآفرینانه، راهبردهای رشد، صنایع کاشی و سرامیک،
کسب وکارهای کوچک و متوسط.
* نویسندة مسئول: Email: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید
فصلنامة توسعه کارآفرینی، دورة 8، شماره 2، تابستان 1394
196
مقدمه
اندیشمندان کارآفرینی تلاش بسیاری برای توضیح این موضوع انجام داده اند که چگونه و چرا
بنگاه ها به وجود می آیند، بقای خود را حفظ می کنند و رشد می یابند ) Davidsson, 2004; Gartner, 1985; Schumpeter, 1934 (. این تلاش ها به ارائة مدلی کارآفرینانه به عنوان یک مدل
برنامه ریزی شدة عقلایی، همراه با ریسک پذیری و با فرایند خطی تشخیص و بهره برداری از
فرصت منجر شده است ) Bhave, 1994; Bird, 1988; Jenkins & Johnson, 1997; Shane & Venkataraman, 2000 (. در این زمینه، ساراسواتی ) 2001 (، این مدل را مدل علی کارآفرینی
نامید. زمانی که مدل علی به عنوان مدلی اصلی در کارآفرینی در دهة 1990 شکل گرفت،
برخی اندیشمندان اعتبار آن را به چالش کشیدند. به عنوان یک گزینه، بعضی از اندیشمندان
مدلی جایگزین را توسعه دادند. مدلی مبتنی بر ابزارها، وابسته به ریسک و با فرایندی مدور
شامل فی البداهه ها، موانع و اثرسازی ) Baker & Nelson, 2005; Sarasvathy, 2001 (. براساس
در کارآفرینی نامیده شده است » اثرسازی « نامگذاری ساراسواتی، این مدل جایگزین، مدل
( Kraaijenbrink & Ratinho, 2007 (. این مکتب جدید فکری به صورت معناداری با کمبود
شواهد تجربی در زمینة تأثیرات تفکر اثرسازانه، مواجه است ) Nienhius, 2010 ) . در پژوهش
حاضر، با توجه به نوبودن مفاهیم مورد بحث، اولاً تلاش شده است تا با بررسی تجربی این
مفاهیم، گامی کوچک در توسعة ادبیات علمی این حوزه برداشته شود، ثانیاً با تبیین ارتباط
میان منطق به کاررفته در این نوع تفکر با راهبردهای مورد استفاده برای رشد کسب وکارهای
صنعت مورد بررسی و با درنظرگرفتن مقتضیات مربوطه، به شکاف پژوهشی موجود توجه شده
و در حد بضاعت محقق پیشنهادهایی ارائه می شود.
منطق اثرسازانه، نوعی حل مسئله ]انسانی[ است که آینده را غیرقابل پیش بینی می داند، ولی
آن را توسط اعمال انسان قابل کنترل می داند، محیط را از طریق انتخاب قابل ساختن می پندارد
و اهداف را حاصل تعهدی می داند که از طریق مذاکرة ذی نفعان پدیدار می شود. درمجموع،
منطق اثرسازی فرایند حل مسئله در شرایطی است که آینده اساساً غیرقابل پیش بینی است و در
آن تصمیم گیرندگان با توجه به ابزارهایی که در اختیار دارند )مانند منابع، شبکه ها و...( به
شکل دهی یا کنترل خروجی اقدام می کنند.
نقش تفکر کارآفرینانه بر راهبردهای رشد در کسب وکارهای کوچک و متوسط
197
از یک سو با درنظرگرفتن این نکته که در واقعیت، جنگل پیچیده ای از اهداف، بی اطمینانی
نایتی و بازارهای نامتجانس وجود دارد، اهمیت به کارگیری تفکر اثرسازانه آشکار می شود.
همچنین، تعداد شایان توجه صنایع کوچک و متوسط موجب شده است تا آن ها به یکی از
مؤلفه های مهم اقتصاد منطقه ای و ملی تبدیل شوند یا هدف نهایی مداخلات دولت قرار گیرند
( Analoui & Karami, 2003 (. شرکت های رشدگرا نیز به دلیل سهمی که در رشد اقتصادی
دارند، مسئولیتی که در ایجاد اشتغال دارند و نقش عمده ای که در تجاری سازی فناوری های
جدید بازی می کنند، از اهمیت ویژه ای برخوردارند ) Rothwell & Zegveld, 1985 .)
راهبردهای اقتصادی با هدف حمایت از صنایع کوچک و متوسط، باید بر عواملی تمرکز
یابند که رشد آن ها را تشویق می کند ) Hambrick, 1983; Kakabadse et al., 1996; Unni, 1981 (. تغییرات به سمت اقتصاد جهانی و دانش محور، فرصت ها و تهدیدهای جدیدی را برای
کسب وکارها به وجود آورده است. با اینکه هر دو موضوع مدیریت راهبردی و کسب وکارهای
کوچک و متوسط به طور جداگانه و مجزا از هم توسعه یافته اند، هر دوی آن ها بر انطباق
شرکت با تغییرات و استخراج فرصت ها برای ایجاد رفاه تأکید دارند ) Hambrick, 1983; Unni, 1981 (. کارآفرینی یعنی خلاقیت و مدیریت راهبردی یعنی تعیین چگونگی کسب مزیت و
حفظ خلاقیت ایجادشده ) Unni, 1981 (. در این راستا، بسیاری از مدرسان دانشگاهی در پی
ترکیب و هماهنگ کردن تفکر راهبردی و کارآفرینی هستند. بر این اساس، می یر و هپارد
( 2000 ( بیان کردند که این دو موضوع از هم قابل تمایز و جداشدن نیستند. مک گراس و مک
میلان ) 2000 ( بیان کردند استراتژیست ها باید تفکر کارآفرینانه داشته باشند تا فرصت های
محیطی را شناسایی کنند و بتوانند منابع سازمان را بسیج کنند و از این فرصت ها در شرایطی
کاملاً ابهام آمیز بهره برداری کنند ) Analoui & Karami, 2003 .)
مروری بر مبانی نظری و پیشینة تحقیق
تفکر اثرسازانه ابتدا در مطالعات تجربی کارآفرینی، به عنوان نوعی تخصص Sarasvathy,) (2001 a تحت شرایط عدم اطمینان (Knight, 1921) علم « بحث شده است که برگرفته از کار
» مصنوعات (Simon, 1981) است. ساراسواتی دریافت که آیندة محصول، شرکت و بازار را
می توان در ارتباط با شرکا و از طریق فعالیت های خود شکل داد. منطق اثرسازانه به عنوان
فصلنامة توسعه کارآفرینی، دورة 8، شماره 2، تابستان 1394
198
یک سری ابتکارات برای تصمیم گیری با شرایط بی اطمینانی محیطی، شامل راهبردهایی برای
ترکیب ابزارهای دردسترس با اقتضائات پیش بینی نشده برای ایجاد تعهد در سهامداران است.
تفکر اثرسازانه حاصل گردهمایی گرایش هایی در مباحث نظری مرتبط با مدیریت Augier &) (Sarasvathy, 2004; Sarasvathy, 2001 ، اقتصاد (Dew et al., 2004) و روان شناسی
(Sarasvathy, 2003) است (Read et al., 2009) .
منطق اثرسازانه که نشئت گرفته از تئوری تازه ظهوریافتة اثرسازی است، منطقی است که
متخصصان کارآفرینی به کار می برند و به طور مشخصی با منطق علی که بیشتر مدیران و
دانش آموختگان MBA از آن استفاده می کنند، متفاوت است (Nienhius, 2010) .
ساراسواتی (2001a) بیان می کند که به صورت نظری، نظریة اثرسازی از دانشمندان زیادی
تأثیر می پذیرد (Nienhius, 2010) . منطق تفکر اثرسازانه بیانگر این است که کارآفرینان،
شرکت های جدید خود را با تأکید بر ابزار )من که هستم، چه می دانم، چه کسی را می شناسم(
به روشی تکرارشونده ایجاد می کنند تا زمینة اتخاذ تصمیمات خود را فراهم سازند. پس
می توان دامنة این فعالیت ها را با انتخاب احتمالات براساس انعطاف پذیری و تعاملات با بازار
تعیین و پالایش کرد. از آنجاکه این پیامدها بیشتر در نبود قطعیت رخ می دهد، به جای استفاده
از شیوه های پیش بینی، تفکر اثرسازانة ایدة زیان قابل قبول را مطرح می کند. سهامدارانی که در
این شرکت ها مشارکت می کنند منابعی را به آن تخصیص می دهند که ممکن است آن ها را
طی این فرایند از دست دهند. در این صورت، فرصت ها با هدف بیشینه سازی سود بر مبنای
سرمایه گذاری انتخاب نمی شوند، بلکه براساس محدودسازی میزان ریسک و شکست و فقط با
بهره گیری از منابع موجود آن ها تعهد داده می شود ) Garonne et al., 2010 (. شراکت ها با توسعة
تعهدات اولیه و روابط میان سهامداران تقویت می شوند. سهامداران، طیفی از عرضه کنندگان
تا مشتریان بالقوه را شامل می شوند که به تقویت تعامل در بازار کمک می کنند و جریا ن های
جدیدی از ابزارها را به وجود می آورند ) Sarasvathy, 2001a (. درنتیجه، پیشامدهای احتمالی
شناسایی می شوند و سرمایه گذاری برای آن ها صورت می پذیرد که این امر به خلق فرصت های
آینده « جدید منجر می شود؛ به عبارتی، طراحی تفکر اثرسازانه بر این موضوع استوار است که
( » وابسته به اعمالی است که عوامل ارادی در آن نقش دارند Sarasvathy et al., 2009 .)
نقش تفکر کارآفرینانه بر راهبردهای رشد در کسب وکارهای کوچک و متوسط
199
در مقایسه، تفکر علی، بیانگر فرایندی خطی و غیرتکرارشونده از ایجاد شرکت براساس
عوامل اقتصادی نئوکلاسیک و الگوهای برنامه ریزی راهبردی است ) Garonne et al., 2010 .)
کارآفرینان، بازار را بررسی می کنند تا فرصت های آن را شناسایی کنند، آن ها را تقسیم بندی و
تجزیه و تحلیل کنند تا فرصتی را با سود مورد انتظار بیشتر، انتخاب کنند ) Sarasvathy, 2001 a (. سپس طرح کسب وکار ارائه می شود، منابع مورد نیاز گردآوری می شود و فرصت شناخته
شده، پیاده سازی می شود. به طور کلی در تفکر علی، اهداف از پیش تعیین شده ضروری هستند
و بر فعالیت های پیش بینی و برنامه ریزی )تحقیق بازار، تحلیل رقابتی( تأکید فراوان شده است
( Brinckmann et al., 2010 .)
منطق تأییدکنندة این دو مفهوم در ادامه ذکر می شود. در تفکر علی، از منطق پیش بینی استفاده
( » تا جایی که بتوانید آینده را پیش بینی کنید، می توانید آن را کنترل کنید « : می شود Dew & Sarasvathy, 2002 تا جایی که « : (، درحالی که در تفکر اثرسازانه از منطق کنترل استفاده می شود
( » می توانید آینده را کنترل کنید، نیازی نیست آن را پیش بینی کنید Dew & Sarasvathy, 2002 .)
فرایند استدلال اثرسازانه و علی
همة کارآفرینان با سه دسته ابزار، کار خود را آغاز می کنند:
1 . که هستم؟ )ویژگی های شخصیتی، سلایق، توانایی ها(
2 . چه می دانم؟ )تحصیلات، آموخته ها، تخصص ها و تجربیات(
3 . چه کسانی را می شناسم؟ )شبکه های اجتماعی و حرفه ای(
با درنظرگرفتن این ابزارها، کارآفرینان تصویرسازی و خلق اثرهای مختلفی را شروع
می کنند که می توانند با استفاده از این ابزارها ایجاد کنند. اکثر اوقات، آن ها با دردسترس ترین
ابزارها و بدون برنامه ریزی مفصل، در مقیاس بسیار کوچک آغاز به کار می کنند. برخلاف
استدلال علی که فقط بعد از برنامه ریزی دقیق اجرا می شود، استدلال اثرسازانه همواره آمیخته با
اجراست. برنامه ها لحظه به لحظه در حین اجرا و در ارتباط با سایر عوامل، درحال تغییر و
تحول اند. در عین حال، در هر لحظه، همیشه تصویری معنی دار وجود دارد که تیم کارآفرین را
متحد نگه می دارد. به تدریج تعدادی از این اثرهای متصورشده در قالب مطلوب و قابل دستیابی
فصلنامة توسعه کارآفرینی، دورة 8، شماره 2، تابستان 1394
200
ادغام می شود و مسیری قابل رؤیت را در جنگل اثرهای پیش روی کارآفرین باز می کنند
( Sarasvathy, 2001b (. این فرایندها در نگاره های 1 و 2 نمایش داده می شوند.
نگارة 1 . فرایند تفکر اثرسازانه
مأخذ: Sarasvathy & Dew, 2005
نگارة 2 . فرایند تفکر پیش گویانه )علی(
مأخذ: Sarasvathy & Dew, 2005
کارآفرینان اثرساز با ابزار موجود )بر پایة اینکه آن ها که هستند، چه می دانند و چه کسانی
را می شناسند و با فهرستی از چیزهایی که می توانند انجام دهند(، کار خود را آغاز می کنند.
آن ها کارشان را با دعوت از کسانی که می شناسند و با کنار هم قراردادن تعهدات شرکا و
همکارانشان شروع می کنند. با استفاده از فرایند وابسته به ذی نفعان، کارآفرین اثرساز در دو
چرخة متفاوت قرار می گیرد. اولین چرخه، گسترش دهنده است که منابع موجود را برای
کسب وکار افزایش می دهد و دومین چرخه با توسعه دادن محدودیت ها بر کسب وکار،
کسب وکار را به سمت اهداف ویژه ای در طول زمان سوق می دهد ) Read et al., 2009 .)
محصول نهایی در تفکر اثرسازانه اساساً در شروع فرایند غیرقابل پیش بینی است. درواقع،
فرصت و حتی بازار می تواند یک نتیجه و پیامد باشد که از طریق فرایند تفکر اثرسازانه تولید
نقش تفکر کارآفرینانه بر راهبردهای رشد در کسب وکارهای کوچک و متوسط
201
شده است؛ به عبارت دیگر، هم بازار و هم فرصت وابسته به اعمال و اهدافی است که ذی نفعان
آن ها را گسترش می دهند و ممکن می سازند. اهداف اولیه و بینش های یک فرصت در فرایند
اثرسازانه به ندرت تعیین کنندة افراد ذی نفع و منابع جمع آوری شده است ) Read et al., 2009 .)
راهبرد رشد
صاحب نظران در حوزة راهبرد، تعاریف مختلفی از راهبرد تجاری ارائه کرده اند. راهبرد، اساس مدیریت در
هماهنگی همة اجزای لازم برای به حرکت آوردن سازمان در پاسخ به رقابت در محیط عملیاتی آن است.
راهبردهای رشد، روش هایی هستند که موجب رشد و افزایش فروش ها، دارایی ها، سودها،
فعالیت ها و کسب وکارها یا موجب ارتقای ترکیبی از برخی یا همة موارد این چنینی می شوند
)رضوانی، 1388 ؛ دیوید، 1388 (. بیشتر سازمان ها به جای اتخاذ راهبردی جامع و واحد، از مجموعه ای
از استراتژی های مرتبط استفاده می کنند که در سطوح مختلفی از شرکت طراحی می شوند )رضوانی،
1388 (. رشد شرکت های کوچک و متوسط بر رشد و شکوفایی اقتصادی کشورها تأثیر مستقیم و
ثابت شده دارد )طالبی و عبدلی محمدآبادی، 1392 به نقل از استوری، 1994 .)
در پژوهش حاضر، تمرکز بر راهبردهای رشد است که با استفاده از مصاحبة نیمه ساختاریافته با
خبرگان حوزه، کدگذاری، تحلیل و استخراج شدند و به طورخلاصه در جدول 1 تعریف می شوند.
جدول 1 . خلاصة تعاریف انواع راهبردهای رشد
راهبردهای رشد تعریف
یکپارچگی عمودی به بالا
به دست آوردن مالکیت یا افزایش کنترل بر سیستم توزیع یا خرده فروشی ها
یکپارچگی عمودی به پایین
به دست آوردن مالکیت یا افزایش کنترل بر عرضه کنندگان مواد اولیه
یکپارچگی افقی
به دست آوردن مالکیت یا افزایش کنترل بر شرکت های رقیب
رسوخ در بازار
افزایش سهم بازار برای محصولات یا خدمات کنونی از مجرای افزایش
تلاش هایی که در زمینة بازاریابی انجام می گیرد
توسعة بازار
عرضة خدمات و محصولات کنونی به مناطق جغرافیایی جدید
توسعة محصول
افزایش فروش از طریق بهبودبخشیدن محصولات و خدمات کنونی یا عرضة
نوع جدید آن محصولات و خدمات
تنوع همگون
افزودن محصولات و خدمات جدید ولی مرتبط با محصولات کنونی
فصلنامة توسعه کارآفرینی، دورة 8، شماره 2، تابستان 1394
202
چارچوب نظری
منطق اثرسازی و علی در دو سر طیف راهبردهایی قرار گرفته اند که می توانند توسط بنگاه ها
براساس تمرکزشان بر پیش بینی پذیری یا کنترل، اتخاذ شوند. منطق علی در مقابل منطق
اثرسازی به عنوان یک روش منطقی عقلایی توصیف شده است ) Garonne et al., 2010 .)
ساراسواتی ) 2001 (، مدل اثرسازی را در کارآفرینی پیشنهاد می کند. وی بیان می کند که
در شرایط بی اطمینانی، موقعیت ها منحصربه فردند به گونه ای که استنتاج آماری در آن ها
غیرممکن است؛ بنابراین، در این گونه موقعیت ها، راه عقلانی ممکنی برای محاسبة سود مورد
انتظار فعالیت ها وجود ندارد. در این سناریو، کارآفرینان احتمالاً باید از فرایند تصمیم گیری
متفاوتی نسبت به آنچه در مدل های علی استفاده می شود، بهره ببرند. به جای تحلیل گزینه ها و
انتخاب بالاترین سود مورد انتظار، کارآفرینان گزینه ها را براساس قابلیت تحمل تجربه،
فائق آمدن بر تجربه ها از طریق برقراری و ایجاد اتحاد و توسعة تعهدات اولیه با تأمین کنندگان،
رقبا و مشتریان بالقوه، انتخاب می کنند. به علاوه، معیارهای مورد استفاده برای تصمیم گیری در
این رویکرد قابلیت تحمل تجربه و درجه ای است که خروجی های مبهم می توانند از طریق
اتحاد و توسعة تعهدات اولیه کنترل شوند ) Mintzberg, 1978 .)
با مطالعة مقالة ساراسواتی ) 2001 (، عوامل فرعی زیر برای اثرسازی شناسایی شدند:
فرایند امتحان کردن رویکردهای مختلف در بازار، قبل از استقرار مفهومی تجاری » تجربه «
است. در فرایند تجربه، اطلاعات تاریخی کافی که بتوان براساس آن ها تصمیم خوبی گرفت،
وجود ندارد؛ بنابراین، فرایند مقدم کسب وکار می تواند به عنوان یک سری از تجربه های
قابل تحمل برای شناسایی مدل کسب وکار مورد استفاده، در نظر گرفته شود.
به عنوان معیاری بسیار مهم درنظر گرفته می شود که می توان براساس آن » زیان قابل تحمل «
تصمیمات کسب وکار را اتخاذ کرد. تجربه هایی که هزینه شان بیش از زیان قابل تحمل برای
کارآفرین باشد، با توجه به تجربة قابل تحمل مردود هستند.
ساراسواتی ) 2001 توصیف می شود. » انعطاف پذیری « ( بیان می کند فرایند اثرسازی با
کارآفرینانی که فرایندهای اثرسازانه را به کار می گیرند، باید انعطاف لازم را برای کسب مزیت از
فرصت های اقتضایی داشته باشند، برخلاف فرایندهای علی که بر توسعه و پیاده سازی طرح
کسب وکار متمرکزند.
نقش تفکر کارآفرینانه بر راهبردهای رشد در کسب وکارهای کوچک و متوسط
203
که توسط کارآفرین کنترل می شوند، نقطة آغاز فرایند اثرسازی هستند. براساس » منابعی «
یافته های ساراسواتی ) 2001 (، افرادی که فرایندهای اثرسازانه را دنبال می کنند، منابعی را که در
اختیار دارند اندازه گیری می کنند و گزینه هایی را براساس منابعی که تاکنون کنترل کرده اند،
برمی گزینند. فرایندهای اثرسازانه بر منطق کنترل استوار است تا منطق پیش بینی؛ بنابراین، برقراری
با مشتریان، تأمین کنندگان و دیگر شرکای راهبردی، به کاهش » شراکت « و » توسعة تعهدات اولیه «
بی اطمینانی های مرتبط با بنگاه کمک می کند. نگارة 2 ، مدل مفهومی پژوهش را نشان می دهد.
نگارة 2 . چارچوب مفهومی پژوهش
فرضیه ها
فرضیه های اصلی
1 . تفکر کارآفرینانه اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد.
2 . تفکر علی اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد.
3 . تفکر اثرسازانه اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد.
فرضیه های فرعی
3 - 1 . انعطاف پذیری اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد.
3 - 2 . تجربه اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد.
3 - 3 . زیان قابل تحمل اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد.
انعطافپذیری
تجربه
زیان قابلتحمل
ایجاد تعهدات اولیه
شراکت
راهبرد رشد
تفکر
کارآفرینانه
تمرکز بر منابع
علیت
فصلنامة توسعه کارآفرینی، دورة 8، شماره 2، تابستان 1394
204
3 - 4 . ایجاد تعهدات اولیه اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد.
3 - 5 . شراکت اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد.
3 - 6 . تمرکز بر منابع اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد.
روش شناسی تحقیق
پژوهش حاضر از نظر هدف تحقیق، کاربردی است که به صورت آمیخته اکتشافی انجام -
گرفت. در بخش کیفی این تحقیق، برای گردآوری، تنظیم و تحلیل داده ها براساس مدل
کرسول ) 1998 ( عمل شد. روش نمونه گیری تحقیق نیز هدفمند و غیرتصادفی است.
کسب وکارهای صنعت کاشی و سرامیک به دلیل جایگاه مهمی که در صنعت و اقتصاد دارند و
بهدلیل برخورداری از رشد مناسب، بهعنوان جامعة آماری برگزیده شدند. در بخش کیفی در
مرحلة اول مصاحبة نیمه ساختاریافته با هشت نفر، از خبرگان )شامل مدیران مؤسس یا ارشد
کسب وکارهای صنایع کاشی و سرامیک یا سیاستگذاران مطلع در این حوزه یا متخصصان
دانشگاهی(، به منظور شناسایی راهبردهای رشد به کارگرفته شده در کسب وکارهای این صنعت
و تحلیل و بررسی آن ها از طریق کدگذاری و استخراج گزاره ها، تا مرحلة اشباع استفاده شد.
سپس پرسش هایی برای سنجش راهبردهای رشد استخراج شد که با نظر خبرگان )مسئول
بخش ساختمان سازمان صنعت و معدن و تجارت یزد و استادان دانشگاه( تأیید شد. در بخش
کمی، به دلیل اینکه تعداد جامعة آماری مشخص و 75 نفر است و شانس استراتژیستها )شامل
مدیران عامل/ مالکان، اعضای هیئت مدیره و سایر افراد تأثیرگذار در فرایند تعیین راهبرد که در
مواردی ویژه افرادی مانند مسئولان بخش کنترل کیفیت یا تحقیق و توسعه و موارد این چنینی
بوده اند( برای انتخاب شدن باهم یکسان است، از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شد.
حجم نمونه در بخش کمی 67 نفر است. در طرح تحقیق کمی )توصیفی پیمایشی( نیز با -
آمیختن پرسشنامة چندلر و همکاران ) 2007 ( که برای اندازه گیری تفکر کارآفرینانه طراحی -
شد و تلفیق آن با پرسشنامة حاصل از بخش کیفی، برای گردآوری داده ها و تحلیل و -
توصیف نتایج اقدام شد. مقیاس مورد استفاده در پرسشنامة مذکور، طیف پنج گزینه ای لیکرت
بود و نرم افزارهای مورد استفاده SPSS بود. روایی ابزار اندازه گیری با استفاده از روش اعتبار
نقش تفکر کارآفرینانه بر راهبردهای رشد در کسب وکارهای کوچک و متوسط
205
محتوا و پایایی آن از روش آلفای کرونباخ سنجش شدند که نتایج در جدول 2 مشاهده
می شود )ضرایب همه بیش از 7 / 0 بوده است(. در بخش توصیفی، از آماره های توزیع فراوانی،
میانگین و انحراف معیار و در بخش تحلیل داده ها از آزمون های T )متغیرهای نرمال(،
دوجمله ای، کولموگراف اسمیرنوف یک بعدی و همبستگی رتبه ای اسپیرمن استفاده شد. -
جدول 2 .
پرسش های بعد ضریب آلفا
تفکر کارآفرینانه )کلی(
86 / 0
راهبرد )کلی(
84 / 0
علیت
81 / 0
انعطاف پذیری
87 / 0
تجربه
71 / 0
زیان قابل تحمل
86 / 0
ایجاد تعهدات اولیه
80 / 0
شراکت
86 / 0
تمرکز بر منابع
74 / 0
یافته ها
5 / 95 درصد پاسخ دهندگان مرد و 5 / 4 درصد زن بودند که از این میان 3 / 40 درصد دارای سطح
تحصیلات کارشناسی ارشد و بالاتر، 7 / 53 درصد کارشناسی و 6 درصد کمتر از کارشناسی
بودند. توزیع سنی پاسخ دهندگان به این صورت بود: 4 / 13 درصد بین 25 تا 35 سال، 8 / 47
درصد بین 36 تا 45 سال، 3 / 31 درصد بین 46 تا 55 سال و 5 / 7 درصد بالاتر از 55 سال، که
9 / 20 درصد آن ها زیر 10 سال سابقة کار داشتند، 3 / 40 درصد بین 11 تا 20 سال، 3 / 31 درصد
بین 21 تا 30 سال و 5 / 7 درصد بیش از 30 سال سابقة کار داشتند. برای توصیف متغیرهایی که
توزیع نرمال دارند، برای رسیدن به نتیجة بهتر، از آزمون T استفاده می شود. همچنین، برای
توصیف متغیرهایی که توزیع آماری آن ها نرمال نیست، از آزمون دوجمله ای استفاده می شود.
برای بررسی نرمال بودن توزیع، از آزمون کولوموگراف اسمیرنوف یک بعدی استفاده شد. -
خلاصة نتایج آزمون های آماری برگزارشده در جدول های 3 ، 4 و 5 می آید.
فصلنامة توسعه کارآفرینی، دورة 8، شماره 2، تابستان 1394
206
جدول 3 . اطلاعات آماری مربوط به آزمون کولموگروف اسمیرنوف یک بعدی -
متغیر سطح معنی داری متغیر سطح معنی داری
تفکر اثرسازانه 083
/ 0تجربه 022
/ 0تفکر علی 789
/ 0زیان قابل تحمل 005
/ 0راهبرد رشد 171
/ 0ایجاد تعهدات اولیه 412
/ 0تفکر کارآفرینانه 346
/ 0شراکت 263
/ 0
جدول 4 . نتایج آزمون T برای متغیرهای پژوهشی )متغیرهای نرمال(
متغیر سطح معنی داری تفاوت حد بالا و پایین سطح اطمینان
حد پایین حد بالا
تفکر اثرسازانه 000
/ 92537
0/ 7814
0/ 0694
0/ 1تفکر علّی 000
/ 35608
0/ 1947
0/ 5174
0/ 0استراتژی رشد 000
/ 51045
0/ 3496
0/ 6713
0/ 0تفکر کارآفرینانه 000
/ 64072
0/ 5097
0/ 7717
0/ 0انعطاف پذیری 418
/ 08582
0/ 1245
0/ 0 - 2961
/ 0ایجاد تعهدات اولیه 000
/ 1990
0/ 0194
1/ 3786
1/ 1شراکت 000
/ 44776
0/ 2311
0/ 6644
0/ 0
جدول 5 . نتایج آزمون دوجمله ای
متغیر احتمال مشاهده شده بالاتر از 3 سطح معنی داری میزان متغیر در جامعه
راهبرد متنوع سازی
9 / 0
000 / 3
0
زیان قابل تحمل
00 / 000
1/ 3
0
تجربه
49 / 000
0/ 3
1
* میزان خطا 05 / 0 و احتمال آزمون 5 / 0 است
به طور کلی، نتایج، همبستگی مثبت بین پرسش های مربوط به تفکر کارآفرینانه با راهبرد
رشد را نشان می دهد. یافته های پژوهش در ادامه به تفکیک فرضیات آورده می شود.
نقش تفکر کارآفرینانه بر راهبردهای رشد در کسب وکارهای کوچک و متوسط
207
فرضیه های اصلی
ردیف
فرضیه ها یافته ها تأیید/رد
1
1 . تفکر کارآفرینانه اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. ضریب همبستگی
473 / 0 و مثبت تأیید
2
2 . تفکر علّی اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. ضریب همبستگی
703 / 0 و مثبت تأیید
3
3 . تفکر اثرسازانه اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. ضریب همبستگی
37 / 0 ، مثبت و با سطح معنی داری 01 / 0 تأیید
فرضیه های فرعی
ردیف
فرضیه ها نتیجة تحلیل آماری تأیید/ رد
1
3 - 1 . انعطاف پذیری اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. ضریب همبستگی
299 / 0 و معنی دار* تأیید
2
3 - 2 . تجربة اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. ضریب همبستگی
323 / 0 و مثبت تأیید
3
3 - 3 . زیان قابل تحمل اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. سطح معنی داری
067 / 0 رد
4
3 - 4 . ایجاد تعهدات اولیه اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. ضریب همبستگی
45 / 0 تأیید
5
3 - 5 . شراکت اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. ضریب همبستگی
336 / 0 و سطح معنی داری 01 / 0 تأیید
6
3 - 6 . تمرکز بر منابع اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. ضریب همبستگی
621 / 0 و مثبت تأیید
* این ضریب، نسبت به سایر ابعاد تفکر اثرسازانه )به جز زیان قابل تحمل که معنی دار نیست( کمی پایین تر
به دست آمد.
بحث و نتیجه گیری
با توجه به پیچیدگی ها و شرایط ویژة محیط اقتصادی ایران و اهمیت به کارگیری راهبرد مناسب
برای رشد بنگاه، آگاهی داشتن از راهبردهای رشد مناسب و استفاده از تفکر اثرسازانه برای
انتخاب صحیح آن ها با توجه به مقتضیات، موجب رشد و توسعة کسب وکارها می شود، که این
امر نیز تبعاتی را برای بنگاه و جامعه در پی دارد. چنین اهمیتی، موجب انجام پژوهش حاضر شد.
در ادامه، با توجه به نتایج تحلیل آماری، مصاحبه های صورت پذیرفته با خبرگان صنعت و دانشگاه
و همچنین بررسی تطبیقی مطالعات مرتبط گذشته، در زمینة نتایج هریک از فرضیات بحث شد.
به طور کلی، یافته های پژوهش بیانگر آن است که تفکر اثرسازانه، بر راهبردهای رشد تأثیر
دارند. از شش بعد تفکر اثرسازانه نیز، پنج بعد )انعطاف پذیری، تجربه، ایجاد تعهدات اولیه، شراکت
و تمرکز بر منابع( بر راهبردهای رشد تأثیر داشتند. البته بعد انعطاف پذیری تأثیر کمتری نسبت به
سایر ابعاد داشت. تأثیر معناداری بین زیان قابل تحمل و راهبردهای رشد به دست نیامد. هرچند نمونة
فصلنامة توسعه کارآفرینی، دورة 8، شماره 2، تابستان 1394
208
مورد بررسی از نظر تعداد کوچک بود و از آزمون های ناپارامتریک استفاده شد، ولی این امر
موجب نمی شود که یافته های پژوهش حاضر قابلیت تعمیم خود را از دست بدهند. نتایج پژوهش ها،
مانند پژوهش های پیشین ) Kraaijenbrink et al., 2011 ( این موضوع را نشان می دهند. خروجی ها
بیانگر این هستند که همبستگی بین تفکر کارآفرینانه و راهبرد رشد معنی دار خواهد بود. این گونه
استنباط می شود که تصمیم گیرندگان جامعة آماری با توجه به موقعیت و شرایط محیط کسب وکار،
فرایندهای اثرسازانه و علی را به کار می برند یا اینکه از ترکیبی از آن ها استفاده می کنند. همچنین،
نیاز به نوآوری و فرایندهای کارآفرینانه برای جلوگیری از رسیدن به نقطة اشباع چرخة عمر
سازمان، در صنعت، تأییدی بر این ادعاست. کرایجنبرینک و همکاران ) 2011 ( بیان کردند
سازوکارهای اثرسازانه و علی می توانند در کنار یکدیگر وجود داشته باشند و زمانی که ترکیب
می شوند، به رشد منجر شوند. در پژوهشی دیگر، کرایجنبرینک و راتینهو ) 2010 ( بیان کردند
شرکت ها از هر دو رویکرد اثرسازانه و علی بهره برده اند و هر دو نوع تفکر بر رشد تأثیر داشته اند.
تفکر علی نیز بر راهبرد رشد اثر مثبتی دارد. از آنجاکه سیستم مدیریت سنتی بر بخشی از
سیستم ادارة کسب وکارهای جامعة آماری می گذارد، این نتیجه دور از انتظار نیست. نینهویس
( 2010 (، بیشتر پیرامون مؤلفه های مدل علی بحث می کند، زیرا به نتایج قطعی در بخش
مدل های اثرسازانه دست نیافته است.
انعطاف پذیری اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. شایان توجه است که این ضریب، نسبت به سایر
ابعاد تفکر اثرسازانه )به جز زیان قابل تحمل( کمی پایین تر به دست آمده است. از طرفی بر اساس
نتایج پژوهشهای گذشته و مصاحبههای صورتپذیرفته، جامعة صنعتی ایران احتمالاً تمایل
بیشتری به ریسک گریزی دارند تا ریسک پذیری. این موضوع و وجود سیستم سنتی مدیریت در
کسب وکارهای جامعة آماری، این افراد خطر بهرهبرداری سریع از فرصت های پیشآمده را با
اندکی تأمل می پذیرند، از طرف دیگر، وجود پرسنل تحصیل کرده و امکان دسترسی به اطلاعات
این صنعت و تمایل به ماندن در صحنة رقابت، کسب وکارهای صنعت کاشی و سرامیک را به
سمت استفاده از فرصت های پیش آمده سوق می دهد.
تجربه، اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. قدمت زیاد این صنعت در ایران و همچنین وجود
خوشة صنعتی کاشی سرامیکی در این صنعت که بسیار فعال عمل می کند و اطلاعات تاریخی
نقش تفکر کارآفرینانه بر راهبردهای رشد در کسب وکارهای کوچک و متوسط
209
کافی را برای اتخاذ تصمیمات درست در اختیار کسب وکارها قرار می دهد، می تواند دلیل
مثبت بودن این همبستگی باشد. هرچند ضریب همبستگی تجربه از انعطاف پذیری بیشتر است،
اما از ضریب همبستگی ابعاد ایجاد تعهدات اولیه، شراکت و تمرکز بر منابع کمی پایین تر است.
این نکته که کسب وکارها معمولاً ریسک امتحان کردن چندین مدل کسب وکار یا چندین
محصول مختلف را نمی پذیرند، ممکن است توجیهی برای این نتیجه باشد، که به طور ضمنی
استنباط شده است. نینهویس ) 2010 ( در یافته های پایان نامة خود بیان کرد که تجربه به عنوان
معیاری از ابزارها، ممکن است پیشگویی کنندة شانس موفقیت بنگاه ها باشد.
زیان قابل تحمل اثر مثبتی بر راهبرد رشد ندارد. اینکه ساختارهای تأمین اعتبار از مؤسسه های
مالی موجود ایران کمی با دشواری همراه است و ساختارهایی مانند بنگاه های تأمین مالی
مخاطره پذیر 1 یا فرشتگان کسب وکار به درستی عملیاتی نشده اند، باید تأمین مالی فعالیت های
توأم با ریسک به صورت شخصی انجام پذیرد و از آنجاکه شرایط محیط اقتصادی ایران با
بی ثباتی و نااطمینانیهایی همراه است، رویکرد غالب افراد، دستیابی به بیشترین میزان سود
است. نینهویس ) 2010 ( در یافته هایش عنوان کرد زیان قابل تحمل، نتایج درستی را نشان
نمی دهد و قابل اندازه گیری نیست. کرایجنبرینک و راتینهو ) 2010 ( اذعان داشتند که اصل
زیان قابل تحمل در مقابل سود مورد انتظار تأثیر معناداری بر خروجی بنگاه ندارد. البته شاید
پیچیده و گنگ بودن پرسش هایی که برای سنجش این بعد به کار رفته اند نیز مزید بر علت باشد.
ایجاد تعهدات اولیه اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. با توجه به رقابتی بودن این صنعت، نیاز به
برقراری ائتلاف راهبردی با تأمین کنندگان و توزیع کنندگان لازم و ضروری است. پل
ارتباطی ای که خوشة صنعتی کاشی سرامیکی و سایر خوشه های صنعتی میان تولیدکنندگان و
سایر عوامل زنجیرة دخیل در این صنعت ایجاد کرده اند نیز به این امر کمک می کند.
شراکت اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. با دقت در کسب وکارهای صنعت کاشی و
سرامیک، به وجود روابط خانوادگی میان افراد فعال در این حوزه پی می بریم. البته شایان توجه
است که کرایجنبرینک و همکاران ) 2007 ( بیان کردند اصل شراکت در مقابل تحلیل رقابتی
تأثیر معناداری بر خروجی بنگاه ندارد.
1. Venture Capital
فصلنامة توسعه کارآفرینی، دورة 8، شماره 2، تابستان 1394
210
تمرکز بر منابع اثر مثبتی بر راهبرد رشد دارد. با یادآوری این نکته که منابع، شرط لازم
برای ادامة فرایند تولید و فروش در صنعت کاشی و سرامیک است، می توان دلیل مثبت و
بالابودن این ضریب را توجیه کرد.
پیشنهادها
پیشنهادهای کاربردی
ارائة دوره های آموزشی برای کارکنان و به ویژه تصمیم گیرندگان، با اهداف چگونگی -
بهره برداری از فرصت ها، خلق بازارهای جدید از طریق ایجاد بنگاه های کارآفرینانه،
ایجاد اشتغال، نوآوری، افزایش بهره وری و... .
گسترش خوشه های صنعتی و موارد مشابه می تواند اطلاعات مناسب را در زمان درست -
در اختیار بنگاه ها قرار دهد و با ایجاد امکان برقراری ائتلاف و ایجاد تعهد متقابل به رشد
و توسعة بنگاه ها کمک کنند.
تعامل بیشتر با دانشگاه یا ایجاد سازوکارهای ثبت تجارب فعالیت های قبلی بنگاه ها، -
موجب انعطاف پذیری و انطباق بیشتر برای واکنش سریع به موقعیت های غیرمنتظره و
بهره برداری از فرصت های جدید می شود.
پیشنهادها برای پژوهش های آتی
بررسی فرایندهای اثرسازانه از طریق تحلیل دقیق کارهای موجود )مشاهده و تحلیل فرایند -
انجام کار( از دیدگاه عمل گرایی )مصلحت گرایی( صورت گیرد، زیرا تفکر کارآفرینانه
فرایند چرخه ای ناشی از خلاقیت فعالیت های انسانی در شرایط ویژه است که موجب کسب
تجارب و تصحیح فعالیت ها و یادگیری و تکرار این تجارب در فعالیت های بعدی می شود.
بررسی و تحلیل دقیق فرایندهای کارآفرینانه از دید عمل گرایی بدون درنظرگرفتن ادبیات -
موجود درمورد اثرسازی و علیت، می تواند بینش های جدیدی را در زمینة فرایندهای
کارآفرینانه به وجود آورد که تاکنون با ادبیات اثرسازی و علیت پوشش داده نشده اند.
نقش تفکر کارآفرینانه بر راهبردهای رشد در کسب وکارهای کوچک و متوسط
211
منابع
دیوید، فرد آر.، ) 1388 (، مدیریت استراتژیک، ترجمة علی پارسائیان و محمد اعرابی، تهران، دفتر
پژوهش های فرهنگی.
رضوانی، حمیدرضا ) 1388 (، برنامه ریزی استراتژیک کاربردی؛ تهران؛ مؤسسة کتاب مهربان نشر.
سرمد، زهره، بازرگان، عباس، حجازی، الهه ) 1380 چاپ ،» روش های تحقیق در علوم رفتاری « ،)
پنجم، تهران: انتشارات آگاه.
طالبی، کامبیز؛ عبدلی محمدآبادی، طیبه ) 1392 (، شناسایی ابعاد رشد بنگاه های کوچک و متوسط تولیدی
پوشاک با مالکیت کارآفرینان زن؛ توسعة کارآفرینی، دورة ششم، شمارة دوم، صص 75 - 93 .
Analoui, F., & Karami, A. (2003).Strategic management in small and medium enterprises.London: Thomson learning.
Augier, M., & Sarasvathy, S. (2004). Integrating evolution, Cognition and design: Extending Simonian perspectives to strategic organization. Strategic Organization, 2(2).
Baker, T., & Nelson, R. E. (2005). Creating Something from Nothing: Resource Construction through Entrepreneurial Bricolage. Administrative Science uarterly, 50(3), 329-366
Bhave, M. P. (1994). A Process Model of Entrepreneurial Venture Creation. Journal of Business Venturing, 9, 223-242
Bird, B. (1988). Implementing Entrepreneurial Ideas: The Case for Intention. Academy of Management Review, 13(3), 442-453.
Brinckmann, J., Grichnik, D., & Kapsa, D. (2010). Should entrepreneurs plan or just storm the castle? A meta-analysis on contextual factors impacting the business planning-performance relationship in small firms. Journal of Business Venturing, 25(1), 24-40
Creswell, JW. (1998). Qualitative Inquiry and Research Design Choosing Among Five Traditions. Thousand Oaks, CA: Sage Publications
Davidsson, P. (2004). Researching Entrepreneurship. New York, USA: Springer
Dew,N &. Sarasvathy, S.D. (2002). What Effectuation is not: Further Development of an Alternative to Rational Choice. Paper presented at the Annual Meeting of the academy of Management, Denver CO.
Dew, Nicholas, Sarasvathy, S. D., & Venkataraman, S. (2004). The economic implications of exaptation. Journal of Evolutionary Economics, 14(1), 69-84. doi: 10.1007/s00191-003-0180-x
فصلنامة توسعه کارآفرینی، دورة 8، شماره 2، تابستان 1394
212
Dew, N., Sarasvathy, S.D., Venkataraman, S., 2004. The economic implications of exaptation. Journal of Evolutionary Economics 14 (1), 69–84
Dew, N., Sarasvathy, S., Read, S., Wiltbank, R., (2009). Affordable loss: Behavioral economic aspects of the olunge decision, Strategic Entrepreneurship Journal, 3
Garonne, Christophe; Davidsson, Per; Steffens, Paul; (2010). DO STRATEGY CHOICES MATTER FOR NASCENT FIRMS? A STUDY ON EFFECTUATION AND CAUSATION IMPACTS ONNEW VENTURES OUTCOMES, Proceedings of the 7th AGSE International Entrepreneurship Research Exchange, Swinburne University of Technology, University of the Sunshine Coast, Queensland
Gaylen N. Chandler, Dawn R. DeTienne, Troy V. Mumford; (2007). Causation and effectuation processes: Measurement Development and Validation, Frontiers of Entrepreneurship Research, Volume 27
Gartner, W. B. (1985). A Conceptual Framework for Describing the Phenomenon of New Venture Creation. The Academy of Management Review, 10(4), 696-706
Hambrick, D.C. (1983). High Profit Strategies in Mature Capital Goods Industries: A Contingency Approach. Academy of Management Journal, 26(4).
Jenkins, M., & Johnson, G. (1997). Entrepreneurial Intentions and Outcomes: A Comparative Causal Mapping Study. Journal of Management Studies, 34(6), 895-920 Organization Science, 2(1), 125-134
Kakabadse,A.k., Kakabadse,N.k. and Myers,A. (1996), Leadership and Public Sector: an internationally comparative benchmarking analysis, Public Administration and Development, vol 16.
Kraaijenbrink, Jeroen and Ratinho, Tiago and Groen, Aard (2011) Planning effectual growth: a study of effectuations and causation in nascent firms. In: Babson College Research Entrepreneurship Conference, 8-11 June 2011, Syracuse, NY.
Kraaijenbrink, Jeroen and Ratinho, Tiago (2010) Effectuation, causation, and firm growth: a study of written business plans of micro and small firms. In: Rent XXIV "The Entrepreneurial Process in a Changing Economy", November 17-19, 2010, Maastricht
Knight, F. H., (1921). Risk, uncertainty and profit. Newyork: Houghton Mifflin.
Kraaijenbrink,Jeroe; Ratinho, Tiago; (2007). EFFECTUATION, CAUSATION, AND FIRM GROWTH: A STUDY OF WRITTEN BUSINESS PLANS OF MICRO AND S MALL FIRMS, Nikos, Dutch Institute for Knowledge Intensive Entrepreneurship
نقش تفکر کارآفرینانه بر راهبردهای رشد در کسب وکارهای کوچک و متوسط
213
Kraaijenbrink,Jeroe; Tiago, Ratinho; Groen, Aard; (2007). PLANNING EFFECTUAL GROWTH: A STUDY OF EFFECTUATION AND CAUSATION IN NASCENT FIRMS, Babson College Entrepreneurship Research Conference, 8-11 June, Syracuse, New York, US
Kraaijenbrink,Jeroe (2008). THE NATURE OF THE ENTREPRENEURIAL PROCESS:
McKiernan, P., and C. Morris (1995). “Strategic Planning and Financial Performance in UK SMEs: Does Formality Matter?”British Journal of Management , 5: 31-41
Mintzberg, H., (1990). The design school: Reconcidering the basic premises of strategic management, Strategic Management Journal, 11
Mintzberg, H., (1978). Pattern in strategy formulation. Management Science, 24.
Nienhuis, Michel Diemer; (2010). Effectuation and Causation: The Effect of Entrepreneurial Logic on Incubated Start-up Performance: The predictive value of effectuation in business plans, Master's Thesis, University of Twente
Read, Stuart, Song, Michael, & Smit, Willem. (2009). A meta-analytic review of effectuation and venture performance. Journal of Business Venturing, 24(6), 573-587. doi: DOI: 10.1016/j.jbusvent.2008.02.005
Rothwell, R. and W. Zegveld, 1985, Reindustrialization and Technology, Harlow, UK, Longman.
Sarasvathy, S. D. (2001a). Causation and Effectuation: Toward a Theoretical Shift from Economic Inevitability to Entrepreneurial Contingency. The Academy of Management Review, 26(2), 243- 263.
Sarasvathy, S. D. (1998). How do firms come to be? Towards a theory of the prefirm. Unpublished Doctoral Dissertation, Carnegie Mellon University, Pittsburgh, PA
Sarasvathy, S. D. (2001b). What makes entrepreneurs entrepreneurial? submission to Harvard Business Review, available at: www. effectuation. org/ftp/effectua. pdf
Sarasvathy, S. D. (2003). Entrepreneurship as a science of the artificial. Journal of Economic Psychology, 24(2), 203-220.
Sarasvathy, S., Dew, N., )2005). Entrepreneurial logics for a technology of foolishness. Scandinavian Journal of Management 21, 385–406
Sarasvathy, S. D. (2008). Effectuation: elements of entrepreneurial expertise: Edward Elgar
Schumpeter, J. A. (1934). The Theory of Economic Development. Cambridge, MA: Harvard University Press
فصلنامة توسعه کارآفرینی، دورة 8، شماره 2، تابستان 1394
214
Shane, S., Venkataraman, s., (2000). The promise of entrepreneurship as a field of research. Academy of Management Review, 25.
Shane, SA. (2004). Academic entrepreneurship: University spinoffs and wealth creation: Edward Elgar Publishing
Simon, H.A., )1981(. The Sciences of the Artificial, 2nd ed. MIT Press, Cambridge, MA.
Unni, U.K. (1981), “Corporate planning and entrepreneurial success: an empirical analysis”, Southern Management Association Proceedings
Wiltbank, Robert, Read, Stuart, Dew, Nicholas, & Sarasvathy, S. D. (2009). Prediction and control under uncertainty: Outcomes in angel investing. Journal of Business Venturing, 24(2), 116-133. doi: DOI: 10.1016/j.jbusvent.2007.11.004
Wiltbank, R., Dew, N., Read, S., Sarasvathy, s., (2006). What to do next? The case for nion predictive strategy, Strategic Management Journal, 27.